عنوان کامل پایان نامه :

 اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

مطالعات انجام شده در داخل کشور

آقایان سبزواری و نوربخش در سال 1385 در پژوهشی با عنوان ” برآورد مقایسه ای مدل امتیازدهی اعتباری پارامتری لاجیت با روش غیر پارامتریک CART ” به ارزیابی مشتریان حقوقی بانک کارآفرین پرداخته و نتایج دو مدل مذکور را با یکدیگر مقایسه کرده اند. در این پژوهش 448 نظاره از مشتریان حقوقی بانک کارآفرین مورد بهره گیری قرار گرفته می باشد. بر اساس نتایج بدست آمده هر دو مدل برای تمام مشاهدات از دقت پیش بینی تقریباً برابری برخوردارند، لیکن در نمونه های کوچکتر دقت پیش بینی روش CART بیشتر می باشد.

قرصی (1390) در پژوهشی با عنوان ” رتبه بندی اعتباری مشتریان حقوقی بانک ملت با بهره گیری از شبکه های عصبی GMDH و معادلات اقتصاد سنجی ” به مدلسازی سنجش ریسک اعتباری و اعتبارسنجی مشتریان در بانک ملت به روش رگرسیون لاجیت و پروبیت و مدل شبکه های عصبی GMDH پرداخت. بدین مقصود اطلاعات و داده های مالی و کیفی یک نمونه تصادفی 200 تایی از مشتریان که تسهیلات دریافت نموده اند مورد مطالعه قرار داد. در این پژوهش پس از مطالعه    پرونده های اعتباری هریک از مشتریان، در آغاز 11 متغیر تبیین دهنده شامل متغیرهای مالی و کیفی مانند نوع وثیقه، شخصیت قانونی متقاضی (حقیقی یا حقوقی)، نوع فعالیت، سابقه همکاری، سرمایه، نسبت جاری، نسبت آنی، نسبت دارایی جاری به کل دارایی، گردش کل دارایی، گردش سرمایه جاری، نسبت بدهی، نسبت مالکانه شناسایی و اثر آنها روی احتمال نکول (عدم بازپرداخت وام) مورد ارزیابی قرار گرفت و مدل به وسیله آن برازش گردید. سپس مدل به روش شبکه عصبی با الگوریتم GMDH طراحی و مدل سازی گردید. نتایج پژوهش ضمن دلالت بر تأیید نظریه های اقتصادی و مالی در زمینه عوامل مؤثر بر ریسک اعتباری نشان می دهد که عملکرد پیش بینی الگوی شبکه عصبی (درصد پیش بینی صحیح آن) به مراتب بهتر ازالگوهای اقتصادسنجی متعارف لاجیت و پروبیت می باشد.

مصطفی فقیه (1387) در رساله خود با عنوان ” طراحی مدل رتبه بندی اعتباری مشتریان حقوقی بانک های تجاری ” با بهره گیری از دو شیوه آماری رگرسیون لجستیک و تجزیه و تشخیص چند بعدی (MDA) به مقصود رتبه بندی اعتباری مشتریان حقوقی بانک های تجاری الگویی طراحی نمود. الگوی طراحی شده توسط محقق توانست با بهره گیری از اطلاعاتی که هنگام مراجعه مشتریان حقوقی به بانک (برای گرفتن تسهیلات بانکی) از ایشان گرفته می گردید به رتبه بندی اعتباری مشتریان بپردازد و پس از تجزیه و تحلیل ها با در نظر داشتن اطلاعات مربوط، رتبه ای که نشان دهنده وضعیت اعتباری مشتری بود به هریک از ایشان اختصاص دهد. رتبه مورد نظر توانست مبنای ارزیابی اعتبار مشتریان حقوقی قرار گیرد.

دکتر قلی زاده (1383) در رساله دکتری خود با عنوان ” طراحی مدل رتبه بندی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با بهره گیری از تحلیل پوششی داده ها ” به رتبه بندی شرکتها پرداخت. در این پژوهش آغاز به روش پیمایشی، دیدگاه کارشناسان و صاحب نظران پیرامون اهمیت هریک از متغیرهای مالی برای رتبه بندی شرکتها مشخص شده، سپس با بهره گیری از رویکرد AHP ، شرکتهای مورد نظر رتبه بندی شدند. نتایج این پژوهش حاکی از این می باشد که رویکرد یاد شده روش مناسبی برای رتبه بندی شرکتها بر حسب ریسک می باشد.

وکیلی (1389) در تحقیقی به ” تأثیر متغیرهای مالی و اقتصادی در رفتار اعتباری مشتریان حقوقی بانک پاسارگاد ” پرداخت. در این پژوهش نحوه تأثیر متغیرهای مالی، ویژگیهای کیفی مشتریان و متغیرهای اقتصادی کشور بر رفتار اعتباری مشتریان حقوقی بانک پاسارگاد مورد مطالعه قرار گرفته می باشد. برای این مقصود دو گروه 125 تایی از مشتریان اعتباری نکول کرده و نکول نکرده بانک پاسارگاد که در طی سالهای 1384 تا 1388 تسهیلات دریافت نموده اند به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شده اند. پژوهش در دو مرحله صورت پذیرفته می باشد؛ در مرحله اول با بهره گیری از مشخصات مالی و کیفی شرکتهای تحت مطالعه یک مدل امتیازدهی اعتباری تخمین زده شده می باشد که براساس نتایج آن، متغیرهای اثرگذار بر امتیاز اعتباری مشتریان عبارتند از: نسبت ارزش ویژه، نسبت مالکانه و نسبت سرمایه در گردش به کل دارایی. مدل امتیاز دهی اعتباری تخمین زده شده دارای نرخ دقت کلی 6/65 درصد بوده و مشتریانی که امتیاز مثبت (بیشتر از صفر) کسب نمایند در زمره مشتریان خوش حساب و مشتریانی که نمره منفی کسب نمایند در گروه مشتریان بدحساب طبقه بندی میشوند. در مرحله دوم پژوهش، با بهره گیری از تحلیل مدت دار و رگرسیون کاکس، یک مدل مدت دار تخمین زده شده می باشد تا اثر امتیاز اعتبار مشتری، نرخ تورم، نرخ بیکاری و نرخ رشد GDP را بر مدت زمان بازپرداخت مطالعه نماید. نتایج پژوهش نشان می دهد که امتیاز اعتباری محاسبه شده بر اساس مدل مرحله اول، نرخ تورم و نرخ بیکاری ارتباط معناداری با مدت زمان بازپرداخت وام مشتری دارند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

  • سوال پژوهش

با در نظر داشتن توضیحات ذکر گردیده، محقق به دنبال پاسخ به سؤال زیر می باشد :

–         آیا مدل های منتج از تکنیک های داده کاوی جهت اعتبارسنجی مبتنی بر صورت های مالی از کارآیی مناسبی برخوردار می باشند.

1-1-      اهداف پژوهش

هدف از انتخاب موضوع مطالعه بهره گیری از صورتهای مالی اساسی در فرآیند اعتبارسنجی می باشد که به عنوان رابط بین مؤسسات تهیه کننده صورتهای مالی اساسی و بهره گیری کنندگان از این اطلاعات برای تصمیم گیری می باشد با در نظر داشتن اینکه بسیاری از افراد و سازمانها به نحوی نیازمند اطلاعات مالی جهت تصمیم گیری در مورد روابط خود با واحدهای تجاری می باشند و در موارد زیادی تنها صورتهای مالی اساسی به عنوان اطلاعات در اختیار افراد و سازمانها جهت تصمیم گیری قرار میگیرد، هدف این پایان نامه بر این می باشد که محدوده ای از این بهره گیری کنندگان یعنی اعتباردهندگان را در نظر گرفته و قابلیت بهره گیری از صورت های مالی اساسی در ارزیابی ریسک اعتباری مورد مطالعه و پژوهش قرار داده و از سوی دیگر از تکنیک های داده کاوی و مدل های موجود در آن، معیار کارا جهت ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و در نتیجه اتخاذ تصمیمات به مقصود اعطای تسهیلات فراهم گردد که در مقایسه با روش فعلی بانک ها در اعطای این منابع از کارآمدی بالاتری برخوردار باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

پس بدیهی می باشد بهره گیری از چنین سیستمی، بانک را در گزینش مطلوب مشتریان خود یاری کرده و ضمن کنترل بلادرنگ فرآیند اعطای تسهیلات بانکی و کاهش عواقب ناشی از عدم بازپرداخت بدهی ، سطح بهره وری آن را نیز ارتقاء می دهد.

در حال حاضر بخش عمده ای از بانک های کشور در ساختار سازمانی خود فاقد واحد مدیریت ریسک بوده و در صورت وجود این واحد اقدام جدی برای کنترل و اداره کردن ریسک انجام     نداده اند. نکته قابل تعمق در این ارتباط این می باشد که، عدم شناسایی اطلاعات موجود، پراکندگی اطلاعات، تعداد پایگاه های داده ها و بانک های اطلاعاتی، عدم ارتباط این پایگاه ها با هم و… ، که بطوریکه منتج به عدم کشف دانش و ارتباط مورد نظر در این زمینه شده می باشد. با در نظر داشتن مراتب فوق چنانچه بتوان مدیران و کارشناسان ذیربط را در مؤسسات مالی و بانک ها با مفاهیم و مدل های    داده کاوی آشنا نمود بخش عظیمی از این مشکل مرتفع گردیده و همانگونه که از بخش های مختلف این پژوهش مشخص گردیده می باشد فرآیند اعتبارسنجی مبتنی بر صورتهای مالی کاملاً با فرآیند       داده کاوی تطابق داشته و می توان از علوم ذیربط و مدل های مربوطه پس از پاکسازی و       اختصار سازی داده ها جهت سنجش اعتبار مشتریان بهره گرفت. پس سه هدف زیر را جهت پژوهش حاضر می توان مدنظر قرار­داد :

  • ارائه مدلی کارآمد مبتنی بر اطلاعات کمی و کیفی موجود در صورت های مالی جهت اعتبارسنجی مشتریان درخواست کننده تسهیلات مالی از بانک
  • مقایسه تطبیقی مدل های منتج از به کارگیری تکنیک های موجود در حوزه دانش داده کاوی[1] و تعیین مدلی کارآمد جهت انجام مطالعه ها و کاهش ریسک اعتباری در جهت اعطاکنندگان تسهیلات مالی
  • شناسایی متغیرهای با اهمیت در تفکیک مشتریان در هریک از مدل های پیشنهادی

[1] Data Mining

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه - تز - رشته حسابداری