اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

2-2-1: ضرورت طراحی سیستمهای سنجش و ارزیابی اعتبار مشتریان

مانند مهمترین علت های می توان به کمک آنها به افزایش جریان نقدینگی مؤسسه، اطمینان از بازگشت اعتبار اعطایی توسط مشتری، کاهش ریسک بازپرداخت اصل و فرع اعتبار اعطایی، بهبود کیفی تصمیمات مدیریتی، کاهش هزینه های تجزیه و تحلیل اعتبار مشتریان، افزایش سرعت اخذ تصمیمات اعتباری و نظارت بهتر بر حسابهای اعتباری موجود مؤسسه تصریح نمود.

به دلیل اهمیت مشتری در سازمانهای عصر جدید و حساسیت و پیچیدگی فرآیند سنجش و اندازه گیری صحیح، دقیق، عینی و عملی اعتبار مشتریان و همچنین به لحاظ تأثیر مهم اعتبارسنجی در موفقیت عملکرد سازمانها، طراحی سیستمهای اعتبار سنجی بیش از پیش ضرورت یافته می باشد.

 

مطالعات انجام شده در داخل کشور

صلاحی (1390) در پژوهش خود با عنوان ” مطالعه و اولویت بندی عوامل مؤثر بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ها با بهره گیری از روش AHP (مورد : بانک سینا) ” به مطالعه نظری روش های اعتبارسنجی مشتریان پرداخته و از آن طریق با بهره گیری از روش C5 (شخصیت وام گیرنده، ظرفیت بازپرداخت وام گیرنده، سرمایه، وثیقه، شرایط) به اولویت بندی شاخص های مذکور پرداخت.    یافته های پژوهش نیز به صورت اولویت های زیر مشخص گردید : سرمایه با ضریب 395/0، وثیقه با ضریب 265/0، شرایط با ضریب 149/0، ظرفیت بازپرداخت با ضریب 104/0، شخصیت با ضریب 088/0تعیین شده اند. در شاخص شخصیت در بخش حقیقی و حقوقی مهمترین مؤلفه تعداد درخواستها جهت اخذ وام بود. شاخص بازپرداخت در بخش حقیقی مهمترین مؤلفه آن درآمد (سالانه) خالص پس از کسر مالیات و در بخش حقوقی ثبات درآمد و ارزش بازار سهام به بدهی بوده می باشد. مهمترین مؤلفه شاخص سرمایه در بخش حقیقی ارزش روز املاک و مستغلات و ثروت خالص (کل دارایی منهای کل بدهی) بوده می باشد و همین گونه در بخش حقوقی موجودی کالا، مواد و سفارشات بوده می باشد. مهمترین مؤلفه شاخص شرایط در بخش حقیقی جنسیت وام گیرندگان و رده استخدامی بوده و در بخش حقوقی، افق زمانی سرمایه گذاری و تعداد پرسنل بوده می باشد. مهمترین مؤلفه شاخص وثیقه نیز در بخش حقیقی و حقوقی، ریسک وثیقه و اندازه دارایی های آزاد قابل وثیقه می باشد.

دکتر جلیلی، خدائی وله زاقرد و کنشلو (1387) در پژوهشی با نام ” اعتبارسنجی مشتریان حقیقی در سیستم بانکی کشور ” یکی از راه های کمی سازی و اندازه گیری ریسک اعتباری را بهره گیری از مدلهای امتیازدهی اعتباری (CS) می دانند. این مدل بر اساس مدل های کمی و کیفی، ویژگی ها و عملکرد وام های قبلی را مدلسازی می نماید تا عملکرد آتی وام هایی با وضعیت مشابه را پیش بینی کند. در این پژوهش به اعتبارسنجی مشتریان حقیقی در سیستم بانکی پرداخته می گردد که ویژگی های کمی و کیفی مشتریان مانند جنسیت، سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، شغل، مدت وام، مبلغ تسهیلات، وثیقه، ارزش وثیقه، هدف از دریافت وام به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. با در نظر داشتن نتایج پژوهش، متغیرهای سن و تحصیلات بر روی وضعیت اعتباری تأثیر نداشته و از مدل حذف شدند. در صورتی که سایر متغیرها دارای ارتباط ی معنا دار با وضعیت اعتباری مشتریان بودند. پس می توان با اتکا به به هشت ویژگی باقی مانده، وضعیت اعتباری احتمالی دریافت-کنندگان را پیش بینی نمود. همچنین مدل توانسته می باشد پیش بینی خوبی از وضعیت اعتباری مشتریان داشته باشد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

  • سوال پژوهش

با در نظر داشتن توضیحات ذکر گردیده، محقق به دنبال پاسخ به سؤال زیر می باشد :

–         آیا مدل های منتج از تکنیک های داده کاوی جهت اعتبارسنجی مبتنی بر صورت های مالی از کارآیی مناسبی برخوردار می باشند.

1-1-      اهداف پژوهش

هدف از انتخاب موضوع مطالعه بهره گیری از صورتهای مالی اساسی در فرآیند اعتبارسنجی می باشد که به عنوان رابط بین مؤسسات تهیه کننده صورتهای مالی اساسی و بهره گیری کنندگان از این اطلاعات برای تصمیم گیری می باشد با در نظر داشتن اینکه بسیاری از افراد و سازمانها به نحوی نیازمند اطلاعات مالی جهت تصمیم گیری در مورد روابط خود با واحدهای تجاری می باشند و در موارد زیادی تنها صورتهای مالی اساسی به عنوان اطلاعات در اختیار افراد و سازمانها جهت تصمیم گیری قرار میگیرد، هدف این پایان نامه بر این می باشد که محدوده ای از این بهره گیری کنندگان یعنی اعتباردهندگان را در نظر گرفته و قابلیت بهره گیری از صورت های مالی اساسی در ارزیابی ریسک اعتباری مورد مطالعه و پژوهش قرار داده و از سوی دیگر از تکنیک های داده کاوی و مدل های موجود در آن، معیار کارا جهت ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و در نتیجه اتخاذ تصمیمات به مقصود اعطای تسهیلات فراهم گردد که در مقایسه با روش فعلی بانک ها در اعطای این منابع از کارآمدی بالاتری برخوردار باشد.

پس بدیهی می باشد بهره گیری از چنین سیستمی، بانک را در گزینش مطلوب مشتریان خود یاری کرده و ضمن کنترل بلادرنگ فرآیند اعطای تسهیلات بانکی و کاهش عواقب ناشی از عدم بازپرداخت بدهی ، سطح بهره وری آن را نیز ارتقاء می دهد.

در حال حاضر بخش عمده ای از بانک های کشور در ساختار سازمانی خود فاقد واحد مدیریت ریسک بوده و در صورت وجود این واحد اقدام جدی برای کنترل و اداره کردن ریسک انجام     نداده اند. نکته قابل تعمق در این ارتباط این می باشد که، عدم شناسایی اطلاعات موجود، پراکندگی اطلاعات، تعداد پایگاه های داده ها و بانک های اطلاعاتی، عدم ارتباط این پایگاه ها با هم و… ، که بطوریکه منتج به عدم کشف دانش و ارتباط مورد نظر در این زمینه شده می باشد. با در نظر داشتن مراتب فوق چنانچه بتوان مدیران و کارشناسان ذیربط را در مؤسسات مالی و بانک ها با مفاهیم و مدل های    داده کاوی آشنا نمود بخش عظیمی از این مشکل مرتفع گردیده و همانگونه که از بخش های مختلف این پژوهش مشخص گردیده می باشد فرآیند اعتبارسنجی مبتنی بر صورتهای مالی کاملاً با فرآیند       داده کاوی تطابق داشته و می توان از علوم ذیربط و مدل های مربوطه پس از پاکسازی و       اختصار سازی داده ها جهت سنجش اعتبار مشتریان بهره گرفت. پس سه هدف زیر را جهت پژوهش حاضر می توان مدنظر قرار­داد :

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • ارائه مدلی کارآمد مبتنی بر اطلاعات کمی و کیفی موجود در صورت های مالی جهت اعتبارسنجی مشتریان درخواست کننده تسهیلات مالی از بانک
  • مقایسه تطبیقی مدل های منتج از به کارگیری تکنیک های موجود در حوزه دانش داده کاوی[1] و تعیین مدلی کارآمد جهت انجام مطالعه ها و کاهش ریسک اعتباری در جهت اعطاکنندگان تسهیلات مالی
  • شناسایی متغیرهای با اهمیت در تفکیک مشتریان در هریک از مدل های پیشنهادی

[1] Data Mining

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه - تز - رشته حسابداری