عنوان کامل پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام

قسمتی از متن پایان نامه :

اهمیت و ضرورت پژوهش

یکی از مهمترین اهدافی که مدیران مالی برای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران بایستی در نظر بگیرند، تعیین بهترین ترکیب منابع تامین مالی شرکت یا همان ساختار سرمایه می باشد. از نظر مدیر مالی تعیین ارتباط بین هزینه سرمایه، ساختار سرمایه و ارزش کل شرکت اهمیت بسیار زیادی دارد، زیرا می توان با بهره گیری از ساختار سرمایه بر ارزش شرکت تاثیر گذاشت. مفهوم هزینه سرمایه نیز بر این فرض مبتنی می باشد که هدف یک شرکت عبارت می باشد از به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران(جهانخانی و پارسائیان،1385).

هزینه حقوق صاحبان سهام نیز، به عنوان جزئی از هزینه سرمایه در بازار سهام از اهمیت ویژه­ای برخوردار می باشد. مدیران به مقصود متعادل نگه داشتن غیر از هزینه حقوق صاحبان سهام پیش روی هزینه بدهی­ها و در نهایت افزایش ثروت سهامداران اهمیت زیادی برای این متغیر کلیدی قائلند. به عنوان مثال با پیش بینی سود به موقع، مدیران می توانند تا حدودی به این هدف خود نائل گردند(خواست خدائی، 1390).

بحث عدم تقارن اطلاعاتی از لحاظ تئوریکی همواره از اهمیت ویژه­ای برخودار بوده می باشد. استیگلیتز و ویز[1] (1981) تأثیر موثری در ادبیات مالی داشته اند و حوزه تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی در بازارهای اعتباری را چنان گسترش داده اند که بر سیاست­های اقتصادی و رویه­های استقراض کلیه بنگاه های اقتصادی در سراسر دنیا تأثیر قابل ملاحظه ای داشته می باشد(کارلان و زینمن[2]، 2006). تئوری ها نشان می دهند که نابرابری اطلاعاتی ممکن می باشد موجب شکست بازار شده و این امر از طریق تمایل به سرمایه­گذاری کمتر یا بیشتر از واقع موجب ناکارآمدی در سطح کلان و خرد می گردد.

از آنجایی که سرمایه گذاران به عنوان اصلی­ترین تامین کنندگان منابع شرکت­ها، متقاضی اطلاعات کامل و درست شرکت­ها هستند، عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه گذاران، مساله انتخاب نادرست را در تعیین قیمت­های پیشنهادی مناسب به وجود می آورد(برون و هیلی جیست[3]، 2007).

15.Stiglitz and Weiss

  1. Karlan and Zinman
  2. Brown and Hillegeist

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

اهداف پژوهش

هدف اصلی از این پژوهش تعیین ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی با هزینه حقوق صاحبان سهام می­باشد.

در دهه های اخیر بر تأثیر اطلاع رسانی حسابداری بیش از هر زمان دیگری تاکید شده می باشد. پیشرفت­های وسیع در به کارگیری مدل­های کمی علوم رفتاری و فن آوری اطلاعات، تأثیر قابل توجهی در تحول حسابداری اعمال نموده می باشد. پس گزارش­های مالی، منابع مهم اطلاعاتی برای تصمیم گیری های اقتصادی به شمار می­طریقه که مدیران، سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و سایر بهره گیری کنندگان برای رفع نیازهای اطلاعاتی خود از آن­ها بهره گیری می کنند. از آنجایی که اطلاعات به صورت یکسان در اختیار بهره گیری کنندگان قرار نمی گیرد، بین مدیران و سرمایه­گذاران عدم تقارن اطلاعات ایجاد می گردد(عدیلی، 1388).

یکی از پدیده های منفی که به گونه معمول در بازارهای اوراق بهادار رخ می دهد، نبود تقارن اطلاعات می باشد که منجر به تصمیم گیری های نامناسب اقتصادی توسط سرمایه­گذاران می گردد. عدم تقارن اطلاعاتی زمانی به وجود می­آید که یک طرف از قرارداد یا معامله از اطلاعات بیشتری آگاهی داشته باشد، مشروط بر اینکه از این اطلاعات در زمان برقراری ارتباط با طرف دیگر به گونه موثر بهره گیری کند. این آگاهی بیشتر، اکثراً باعث ایجاد منافع اقتصادی برای طرف برخودار از اطلاعات بیشتر می باشد(کلارکسون و همکاران[1]، 2007).

اکرلوف و همکاران[2] (1970) در زمینه اقتصاد اطلاعات، نظریه­ای را پایه­گذاری کردند که به نظریه عدم تقارن اطلاعاتی موسوم گردید. این محققین نشان دادند که عدم تقارن اطلاعاتی می تواند موجب افزایش گزینش مغایر در بازارها گردد که این امر قبل از وقوع معامله برای افراد به وجود می­آید. آن­ها خاطر نشان کردند که واسطه های کم اطلاع، درآمد بازار خود را بیشتر می کنند.

نظریه عدم تقارن اطلاعاتی، موضوعی مهم و بحث برانگیز در حسابداری مالی می باشد که به گونه معمول در بازار بورس اوراق بهادار رخ می­دهد. براساس این نظریه، عدم تقارت اطلاعاتی به شکاف های اطلاعاتی[3]، کیفیت[4]، گزارشگری[5]، قابل فهم بودن[6]، ادارکی[7] و ارزش تقسیم می­گردد. هر چه دامنه مطرح شده بیشتر باشد، سطح شکاف ارزش و به دنبال آن فاصله بین قیمت مبادلاتی اوراق بهادار شرکت­ها از ارزش ذاتی آنها بیشتر خواهد بود که این امر، به تصمیم گیری های نامناسب اقتصادی و مالی توسط سرمایه گذاران منجر خواهد گردید(خانی و قجاوند، 1391).

برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی از معیارهای مانند خطای پیش بینی تحلیل گران با سود واقعی، دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و اختلاف پیش بینی های تحلیل گران بهره گیری می گردد.(نظری و همکاران، 1391). در این پژوهش برای قضاوت در مورد اندازه عدم تقارن اطلاعاتی، از میان معیارهای موجود اختلاف قیمت خرید و فروش[8] سهم بین مدیران و سرمایه­گذاران انتخاب شده می باشد.

تینیک[9] (1972) اذعان داشت در ادبیات مربوط به تئوری زیر ساخت بازار، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام از سه بخش تشکیل می گردد، هزینه پردازش سفارش، هزینه نگهداری موجودی و هزینه انتخاب نامطلوب. افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی سهام، پدیده­ای صرفاً اطلاعاتی می باشد که با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر مرتبط خواهد بود.

مفهوم هزینه سرمایه مبتنی بر این فرض می باشد که هدف شرکت عبارت می باشد از به حداکثر رساندن ثروت سهامداران می باشد در واقع بر همین اساس بین تصمیمات مالی شرکت و تصمیمات سرمایه­گذاری ارتباط مستقر می­کند لذا با در نظر داشتن اهمیت هزینه سرمایه تعیین عوامل تاثیر­گذار بر آن از اهمیت خاصی برخودار خواهد بود. برای محاسبه هزینه سرمایه روش های متفاوتی مانند مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای[10]، مدل تعدیل شده قیمت گذاری دارایی سرمایه ای، مدل تراکمی، بازده سود تقسیمی به اضافه بازده سودآوری سرمایه، مدل تئوری قیمت گذاری آربیتراژ و مدل سه فاکتوری فاما و فرنچ[11] هست(سلیمانی و طاهری، 1391). در این پژوهش مقصود از هزینه سرمایه، هزینه حقوق صاحبان سهام می باشد. بدین مقصود از مدل تعدیل شده گوردون[12] در این پژوهش بهره گیری شده می باشد.

پایان نامه ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام

پایان نامه ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه حقوق صاحبان سهام

پایان نامه - تز - رشته حسابداری