عنوان کامل پایان نامه :

 اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

مطالعات انجام شده در خارج از کشور

لیمسو بونچایی[1]، گان و لی[2] (2005) پژوهشی با عنوان ” تحلیلی از امتیازدهی اعتباری برای وامهای کشاورزی در تایلند ” را انجام داده اند. هدف از این پژوهش، تخمین مدل امتیازدهی اعتباری برای وامهای کشاورزی در تایلند بوده می باشد. برای این مقصود، آنها از مدل لاجیت و دو نوع از مدلهای شبکه عصبی مصنوعی با عنوان شبکه های عصبی احتمالی[3] و شبکه عصبی چند لایه باز خوردی[4] برای برآورد مدل امتیازدهی اعتباری خود بهره گیری کردند. نتایج حاصل از مطالعه های تجربی قدرت پیش بینی مدل های مذکور نشان می دهد که مدل شبکه عصبی احتمالی بطور کلی قدرت پیش بینی صحیح این مدل در داده های داخل نمونه، بیشتر از دو مدل دیگر می باشد. نتایج حاصل از قدرت    پیش بینی مدل در داده های خارج از نمونه نشان می دهد که هر سه مدل از قدرت پیش بینی یکسان برخوردارند اما در کل، مدل لاجیت فقط وام های خوب را می تواند پیش بینی کند و توان پیش بینی وام های بد را ندارد اما قدرت پیش بینی مدل لاجیت در مورد وام های خوب بالاتر از دو مدل دیگر می باشد. به مقصود تصمیم گیری در مورد انتخاب یکی از این سه مدل و کاهش خطای طبقه بندی     وام ها، زیان انتظاری طبقه بندی نادرست، محاسبه شده می باشد. محاسبه این نسبت نشان می دهد که مدل شبکه عصبی احتمالی نسبت به دو مدل دیگر، از اولویت در برآورد امتیاز اعتباری مشتریان برخوردار می باشد.

مین و لی[5] (2008) در پژوهشی با هدف ” رتبه بندی اعتباری از شیوه تحلیل پوششی داده ها ” بهره گیری کردند. به این مقصود محققان داده های مالی حسابرسی شده شماری از شرکتهای تولیدی را مورد بهره گیری قرار دادند. ایشان نسبتهای هزینه های مالی به فروش، بدهی های جاری به سرمایه و کل بدهی به کل دارایی را ورودی و نسبتهای سرمایه به کل دارایی و دارایی جاری به بدهی جاری را خروجی الگو در نظر گرفتند. اعتقاد محققان بر این بود که نتیجه پژوهش، شامل رتبه اعتباری بدست آمده با بهره گیری از شیوه تحلیل پوششی داده ها نتیجه قابل اعتماد و قابل اتکایی می باشد. به همین مقصود محققان نتیجه را با روشهای دیگر نیز مورد مقایسه قرار دادند.

هوریگن[6] (1966) تحقیقی در زمینه ” رتبه بندی اعتباری با بهره گیری از نسبتهای مالی ” انجام داد. او از یک رویکرد سه مرحله ای برای پژوهش خود بهره گیری نمود. در مرحله اول با آزمون همبستگی میان هفده نسبت مالی و رتبه های اعتباری، شش نسبت که بیشترین ارتباط را با رتبه ها داشت (متغیر تصنعی، کل دارایی، خالص دارایی ها به کل بدهی، سرمایه در گردش به فروش، فروش به خالص دارایی ها، سود خالص به فروش) به عنوان متغیرهای مستقل پژوهش انتخاب نمود. در مرحله دوم بهترین الگوی رگرسیونی را با در نظر داشتن نسبتهای انتخاب شده به مقصود تعیین رتبه ها ایجاد نمود. در مرحله سوم هم با حل مدل رگرسیون، رتبه های اعتباری حاصل گردید. در نهایت آزمون الگو با اسناد قرضه جدیداً چاپ گردیده و مقایسه با رتبه های مودیز، 58% موفقیت را نشان داد.

[1] Visit Lims Obunchai

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[2] Christopher Gan And Minson Lee

[3] Probabilitistic Neural Network

[4] Multi-Layer Feed Forward Neural Network

[5] Min And Lee

[6] Horrigan

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

  • سوال پژوهش

با در نظر داشتن توضیحات ذکر گردیده، محقق به دنبال پاسخ به سؤال زیر می باشد :

–         آیا مدل های منتج از تکنیک های داده کاوی جهت اعتبارسنجی مبتنی بر صورت های مالی از کارآیی مناسبی برخوردار می باشند.

1-1-      اهداف پژوهش

هدف از انتخاب موضوع مطالعه بهره گیری از صورتهای مالی اساسی در فرآیند اعتبارسنجی می باشد که به عنوان رابط بین مؤسسات تهیه کننده صورتهای مالی اساسی و بهره گیری کنندگان از این اطلاعات برای تصمیم گیری می باشد با در نظر داشتن اینکه بسیاری از افراد و سازمانها به نحوی نیازمند اطلاعات مالی جهت تصمیم گیری در مورد روابط خود با واحدهای تجاری می باشند و در موارد زیادی تنها صورتهای مالی اساسی به عنوان اطلاعات در اختیار افراد و سازمانها جهت تصمیم گیری قرار میگیرد، هدف این پایان نامه بر این می باشد که محدوده ای از این بهره گیری کنندگان یعنی اعتباردهندگان را در نظر گرفته و قابلیت بهره گیری از صورت های مالی اساسی در ارزیابی ریسک اعتباری مورد مطالعه و پژوهش قرار داده و از سوی دیگر از تکنیک های داده کاوی و مدل های موجود در آن، معیار کارا جهت ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و در نتیجه اتخاذ تصمیمات به مقصود اعطای تسهیلات فراهم گردد که در مقایسه با روش فعلی بانک ها در اعطای این منابع از کارآمدی بالاتری برخوردار باشد.

پس بدیهی می باشد بهره گیری از چنین سیستمی، بانک را در گزینش مطلوب مشتریان خود یاری کرده و ضمن کنترل بلادرنگ فرآیند اعطای تسهیلات بانکی و کاهش عواقب ناشی از عدم بازپرداخت بدهی ، سطح بهره وری آن را نیز ارتقاء می دهد.

در حال حاضر بخش عمده ای از بانک های کشور در ساختار سازمانی خود فاقد واحد مدیریت ریسک بوده و در صورت وجود این واحد اقدام جدی برای کنترل و اداره کردن ریسک انجام     نداده اند. نکته قابل تعمق در این ارتباط این می باشد که، عدم شناسایی اطلاعات موجود، پراکندگی اطلاعات، تعداد پایگاه های داده ها و بانک های اطلاعاتی، عدم ارتباط این پایگاه ها با هم و… ، که بطوریکه منتج به عدم کشف دانش و ارتباط مورد نظر در این زمینه شده می باشد. با در نظر داشتن مراتب فوق چنانچه بتوان مدیران و کارشناسان ذیربط را در مؤسسات مالی و بانک ها با مفاهیم و مدل های    داده کاوی آشنا نمود بخش عظیمی از این مشکل مرتفع گردیده و همانگونه که از بخش های مختلف این پژوهش مشخص گردیده می باشد فرآیند اعتبارسنجی مبتنی بر صورتهای مالی کاملاً با فرآیند       داده کاوی تطابق داشته و می توان از علوم ذیربط و مدل های مربوطه پس از پاکسازی و       اختصار سازی داده ها جهت سنجش اعتبار مشتریان بهره گرفت. پس سه هدف زیر را جهت پژوهش حاضر می توان مدنظر قرار­داد :

  • ارائه مدلی کارآمد مبتنی بر اطلاعات کمی و کیفی موجود در صورت های مالی جهت اعتبارسنجی مشتریان درخواست کننده تسهیلات مالی از بانک
  • مقایسه تطبیقی مدل های منتج از به کارگیری تکنیک های موجود در حوزه دانش داده کاوی[1] و تعیین مدلی کارآمد جهت انجام مطالعه ها و کاهش ریسک اعتباری در جهت اعطاکنندگان تسهیلات مالی
  • شناسایی متغیرهای با اهمیت در تفکیک مشتریان در هریک از مدل های پیشنهادی

[1] Data Mining

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه - تز - رشته حسابداری