عنوان کامل پایان نامه :

 اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

مطالعات انجام شده در خارج از کشور

یکی دیگر از مطالعات انجام شده در زمینه اندازه گیری ریسک اعتباری اوراق قرضه شرکتها با بهره گیری از مدل نمره دهی چند متغیره، بوسیله آلتمن[1] در سال 1968 انجام گردید و به مدل نمره Z شهرت پیدا نمود. آلتمن برای اولین بار از تحلیل تمایزی برای تعیین تابع پیش بینی ورشکستگی شرکتها بهره گیری نمود و ارتباط ی بین سوابق نکول و تعدادی از متغیرهای مالی و حسابداری را با بهره گیری از مدل چند متغیره مطالعه نمود. هدف وی شناسایی عوامل مختلف تعیین کننده ی نکول بود تا بتواند شرکتهای در حال نکول را از سایر شرکتها تفکیک نماید. نسبتهای مالی نهایی مورد نظر او نسبتهای سرمایه در گردش / کل دارایی، سود انباشته / کل دارایی، درآمد قبل از بهره و مالیات / کل دارایی، ارزش بازار حقوق صاحبان سهام / ارزش دفتری بدهی ها، کل فروش / کل دارایی بودند. نتایج نشان داد که پیش بینی های این مدل در بیش از 75 درصد موارد درست می باشد.

ساندرز و آلن[2] از این مدل برای پیش بینی ریسک اعتباری وام گیرندگان بهره گیری کرده و به این نتیجه رسیدند که این مدل از قدرت بالایی برای پیش بینی ریسک اعتباری برخوردار می باشد. در اواخر سال 1970 مدل های احتمالی خطی و وضعیتی احتمالی چندگانه[3] برای پیش بینی ورشکستگی شرکتها مطرح شدند. همچنین در سالهای 1980 و 1990 بهره گیری از مدلهای برنامه ریزی ریاضی در بسیاری از مطالعات عنوان گردید. هدف اصلی این روشها، حذف فرضیه ها و محدودیتهای موجود در تکنیک های قبلی، بهبود اعتبار و صحت طبقه بندی بود.

  • امتیازدهی و رتبه بندی اعتباری و تاریخچه پیدایش آنها

امروزه به مقصود اعتبارسنجی مشتریان، نظامهایی نظیر ” امتیازدهی اعتباری[4] ” و ” رتبه بندی اعتباری [5] ” تدوین و توسعه یافته اند. امتیازدهی اعتباری، نظامی می باشد که بوسیله آن بانکها و مؤسسات اعتباری با بهره گیری از اطلاعات حال و گذشته متقاضی، احتمال عدم بازپرداخت وام توسط وی را ارزیابی نموده و به او امتیاز می دهد(یانگ لویی[6]،2001، 4). به بیانی دیگر امتیازدهی اعتباری به معنی کمی کردن احتمال نکول در آینده می باشد. این روش مشتریان اعتباری را بی طرفانه و بر اساس آمار و اطلاعات کمی رتبه بندی می نماید در حالی که روشهای قدیمی برای ارزیابی مشتریان به گونه عمده ذهنی[7] و مبتنی بر دیدگاه مسئولین بودند. رتبه بندی اعتباری هم در واقع روشی برای شناسایی و موافقت با اعطای وام به متقاضیان با ریسک پایین و اجتناب از اعطای وام به متقاضیان با ریسک بالا از طریق رتبه بندی آنها می باشد.

[1] Altman

[2] Saunders & Allen

[3] MCDM

[4] Credi Scoring

[5] Credit Rating

[6] Yang Lui

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[7] Subjective

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

  • سوال پژوهش

با در نظر داشتن توضیحات ذکر گردیده، محقق به دنبال پاسخ به سؤال زیر می باشد :

–         آیا مدل های منتج از تکنیک های داده کاوی جهت اعتبارسنجی مبتنی بر صورت های مالی از کارآیی مناسبی برخوردار می باشند.

1-1-      اهداف پژوهش

هدف از انتخاب موضوع مطالعه بهره گیری از صورتهای مالی اساسی در فرآیند اعتبارسنجی می باشد که به عنوان رابط بین مؤسسات تهیه کننده صورتهای مالی اساسی و بهره گیری کنندگان از این اطلاعات برای تصمیم گیری می باشد با در نظر داشتن اینکه بسیاری از افراد و سازمانها به نحوی نیازمند اطلاعات مالی جهت تصمیم گیری در مورد روابط خود با واحدهای تجاری می باشند و در موارد زیادی تنها صورتهای مالی اساسی به عنوان اطلاعات در اختیار افراد و سازمانها جهت تصمیم گیری قرار میگیرد، هدف این پایان نامه بر این می باشد که محدوده ای از این بهره گیری کنندگان یعنی اعتباردهندگان را در نظر گرفته و قابلیت بهره گیری از صورت های مالی اساسی در ارزیابی ریسک اعتباری مورد مطالعه و پژوهش قرار داده و از سوی دیگر از تکنیک های داده کاوی و مدل های موجود در آن، معیار کارا جهت ارزیابی وضعیت مالی شرکت ها و در نتیجه اتخاذ تصمیمات به مقصود اعطای تسهیلات فراهم گردد که در مقایسه با روش فعلی بانک ها در اعطای این منابع از کارآمدی بالاتری برخوردار باشد.

پس بدیهی می باشد بهره گیری از چنین سیستمی، بانک را در گزینش مطلوب مشتریان خود یاری کرده و ضمن کنترل بلادرنگ فرآیند اعطای تسهیلات بانکی و کاهش عواقب ناشی از عدم بازپرداخت بدهی ، سطح بهره وری آن را نیز ارتقاء می دهد.

در حال حاضر بخش عمده ای از بانک های کشور در ساختار سازمانی خود فاقد واحد مدیریت ریسک بوده و در صورت وجود این واحد اقدام جدی برای کنترل و اداره کردن ریسک انجام     نداده اند. نکته قابل تعمق در این ارتباط این می باشد که، عدم شناسایی اطلاعات موجود، پراکندگی اطلاعات، تعداد پایگاه های داده ها و بانک های اطلاعاتی، عدم ارتباط این پایگاه ها با هم و… ، که بطوریکه منتج به عدم کشف دانش و ارتباط مورد نظر در این زمینه شده می باشد. با در نظر داشتن مراتب فوق چنانچه بتوان مدیران و کارشناسان ذیربط را در مؤسسات مالی و بانک ها با مفاهیم و مدل های    داده کاوی آشنا نمود بخش عظیمی از این مشکل مرتفع گردیده و همانگونه که از بخش های مختلف این پژوهش مشخص گردیده می باشد فرآیند اعتبارسنجی مبتنی بر صورتهای مالی کاملاً با فرآیند       داده کاوی تطابق داشته و می توان از علوم ذیربط و مدل های مربوطه پس از پاکسازی و       اختصار سازی داده ها جهت سنجش اعتبار مشتریان بهره گرفت. پس سه هدف زیر را جهت پژوهش حاضر می توان مدنظر قرار­داد :

  • ارائه مدلی کارآمد مبتنی بر اطلاعات کمی و کیفی موجود در صورت های مالی جهت اعتبارسنجی مشتریان درخواست کننده تسهیلات مالی از بانک
  • مقایسه تطبیقی مدل های منتج از به کارگیری تکنیک های موجود در حوزه دانش داده کاوی[1] و تعیین مدلی کارآمد جهت انجام مطالعه ها و کاهش ریسک اعتباری در جهت اعطاکنندگان تسهیلات مالی
  • شناسایی متغیرهای با اهمیت در تفکیک مشتریان در هریک از مدل های پیشنهادی

[1] Data Mining

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه اعتبارسنجی واحدهای تجاری دریافت کننده تسهیلات مالی مبتنی بر صورتهای مالی

پایان نامه - تز - رشته حسابداری